نازدار ما،محمدرهامنازدار ما،محمدرهام، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

❤❤محمدرهام هستی مامان وبابا❤❤

عیدانه

دوشنبه 1393/01/11 درود چون قرارنبود عید امسال مثله چندسال اخیر،بریم سفر بابایی بهم گفت: عزیزم یه لیست آماده کن تا با پسرمون بریم تهرانگردی کنیم. منم دست به کار شدم وگفتم واقعا حیفه آدم نسلها زاده ی یه شهری باشه وهنوز دیدنیهاشو کامل ندیده باشه،اصلا یه جورایی تنبلی محسوب میشه.البته تا بوده همین بوده،اونایی که مشهدن اونطوری که ما فکر کنیم هرروز نمیرن حرم،یا مثلا شمالیها هرروز نمیرن کناردریا.انگار زیباییهای اطرافمون برامون به روزمرگی تبدیل میشن واین خیلی بده.بگذریم!!!! خلاصه که اون لیست من نه شروع شد ونه پایان یافت،توی عید دچار بی برنامگی شدیم ونتونستیم بریم بگردیم فقط یه روز که من به اتفاق شما وبابابایی رف...
9 ارديبهشت 1393

اسفندانه

درود با یه کم تاخیر میخوام وروجکیهای عروسکم درمراسم خونه تکونی ویاری رساندنهای بی پایانش رو به ثبت برسونم. واینگونه سپری کردیم روزهای پایانی سال مار را چهارشنبه 30بهمن 92از اتاق گلپسر مراسم خونه تکونی آغاز شد. عروسکم وعروسکاش بفرمایید ادامه مطلب   عروسک مامان کلی از دیدن همه اسباب بازیهاش وسط خونه ذوق کرد وعروسکاش رو با احساس بغل میگرفت ومیگفت: آآآآآآآآآآآآخـــــــــــــــــــی شماها کجا بودید؟؟عاشقتون شدم!!صبر کنید الان همتون رو بغل میکنم      فسقلی تو هم بیا بغلم    ومتقابلا از من عکس میگرفت شیرینم ...
7 ارديبهشت 1393

آش نذری

سلام ودرود امسال شهادت حضرت زهرا مصادف شده بود با 14فروردین،وبه رسم هرسال مامی جون آش نذری داشت . برای دیدن عکسها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.     بفرمایید آش خوشمزه محصول مشترک مامی جون وپدرجون   شب قبلش تا صبح توی بغل مامی جونت خوابیدی،همشم مثله پیشی پشمالوها خودتو برای مامی جون لوس میکردی. بند وبساط غیرمجاز رو ببینید وسط این محفل عرفانی چی بگم من از دست این جوجو پرطلا؟؟؟؟؟؟ نشسته بودم آشها رو تزیین میکردم بعد که بلند شدم یه مرتبه احساس کردم یه چیزی از پشت سرم شوت شد توی آشی که جلوی پام بود،دیدم بله !!!صدای قهقهه پسرکم بلند شد وخودش توضیح داد که من این قاشق...
6 ارديبهشت 1393

13به در

سلام به روی ماهتون خوبید؟خوشید؟سلامتید؟؟ ببخشید که کمتر بهتون سر میزنیم ودیر به دیر آپ میکنیم با عرض پوزش فراوان نظرای پرمهرتون هم بدون پاسخ تایید شد مادرفدات آخه مگه مجبوری؟؟چهره تو ببین گلکم،هرچی بهت گفتم سنگینه گوش نکردی!! داشتی منقل درست میکردی برای چایی وناهار   آآآخ ننه قربان!!(این یه  قسمت ازشعریه که خودم ساختمو واست میخونم) اینم کاملشه ننه قربان...نازشو قربان.....چشماشوقربان.........مماخشو(بینی)قربان..... نفسشو قربان........شکمشو قربان......خلاصه که همه جاتو قربان نافشو قربان...............لُختشوقربان(این دو قسمت آخرشو خودت ساختی )   ...
27 فروردين 1393

عیدآمد وعیدآمد

بوی عیدی،بوی توت،بوی کاغذرنگی بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ با اینا زمستونو سرمیکنم با اینا خستگیمو درمیکنم بدرود زمستان،بدرود فصل زیبای عاشقی ومادری من،سلام بربهار سلام برتولد طبیعت وسلام بریکی یه دونه نازم ودوستان مهربانم همه روزهایتان عید،سالتان پراز سلامتی وشادی وبرکت سال نو مبارک محمدرهام نوشت:   درواپسین لحظات اسفندانه ،تخم مرغ ها رو که نماد برکت هست با دستان فندقیم رنگ کردم  که نتیجه ش شد این: وگذاشتیم سرمیزمون که یادمون رفته بود نماداسب واینه رو روش بگذاریم وگرفتیم از این ژستهای نمکی ...
7 فروردين 1393

کله پاچه!!

سلام به روی ماهتون وممنون از تبریکات قشنگتون 1392/11/21 یادتونه هفته پیش که تولدم بود برای سومین بار گفته بودم من گرسنمه!!!اصلا تعجب نکنید !!!این عدد کاملا واقعی است!! من حتی وقتی نوزادم بودم شبها برای شیر خوردن بیدار نمیشدم ومامانم ساعتشو تنظیم میکرد وبیدار میشد وبه من شیر میداد،البته بسیار گرسنه بودما ولی حس ابرازشو نداشتم خب پس با علم به این موضوع دیگه جای تعجبی باقی نمیمونه که من هیچ وقت نمیگم گرسنمه. خلاصه که به دلیل گرسنگی!! بازی من توی شهربازی نیمه تمام موند واز فردای اون روز به مدت یک هفته مثله یک نوار ضبط شده همش گفتم من رو ببرید شـــــــــــــَبازی البته خیلی شبیه سربازی این کلمه رو تلفظ میکنم وبابایی د...
7 اسفند 1392

تولد برفیِ پسربرفیِ من

سلام جوجه پرطلا تا این لحظه سه سال ویک روز سن دارد 15بهمن سال 89،روزیکه خوشگل من تصمیم گرفت 12روززودتر پا به کره زمین بذاره،روزیکه همه چی درمورد نحوه تولدش تغییر کرد،محمدرهام ناز من قرار بود ساعت 9صبح 21بهمن دربیمارستان عرفان به شیوه سزارین به دنیا بیاد ولی 15بهمن توی یه روز سرد بارونی دربیمارستان اقبال وکاملا طبیعی پا به عرصه ی وجود گذاشت،خوش آمدی دلبرکم. امروز سه سال از اون روز قشنگ میگذره،سه سال پراز شادی وخنده های کودکانه،سه سال پراز استرسهای مادرانه،سه سال پراز دلبرانه هایش ومادرانه هایم،وخدا نعمت رو تمام کرده وآذین بسته شهرم رو با پوششی سپید،تولدت مبارک پسربرفیِ من یا بهتره بگم: تولد ِبرفیت مبارک،نوگلِ برفیِ م...
17 بهمن 1392

❤تولد یک فرشته❤

  ❤از روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد،شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت امروز ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق خود را در پستوی زمان تنها حس نمی‌کنم . . . تو بهترین همدم منی وبه واسطه تو من لایق نام مقدسی شدم نام نامی *مادر*   من با تو مادر شدم سومین سالروز تبلورت مبارک سومین سالروز مادرشدنم مبارک   اینم عکس ماهت توی متولدین امروز عزیز دل مادر         درادامه مطلب یاد ایام داریم   نوگلم این جواب آزمایشی هستش که حضورت رو توی وجود مامان بهمون اعلام کرد.   ...
15 بهمن 1392

تولد دسته جمعی فرشته های سه ساله

با سلام امسالم مثله سالهای پیش من وتعدادی از دوستهای بهمنیم یه جشن مشترک گرفتیم جشنی که برای سومین سال حضور 22تا گل برگزار میشد. گلهای بهمنی عبارتند از 1-رایان     2-ایلیا     3-محمدامین    4-امیرطاها    5-مایا     6-باران      7-باران بهاری     8-کسرا 9-آراد       10-رها    11-علی          12-تینا          13-آوینا    14-آوینا &nb...
14 بهمن 1392

سیرک پهلوان خلیل عقاب

سلام پسرنازنینم جمعه 1392/10/06 همراه مامی جون وخاله سارا وعمو رفتیم سیرک،خیلی خیلیییییییییییی بهمون خوش گذشت،متاسفانه درحین اجرای برنامه اجازه عکاسی نداشتم ولی عکسهایی که از حاشیه ها گرفتم رو برات میذارم عزیزدلم. باید اعتراف کنم که اصلا یک درصد هم فکر نمیکردم سیرک با این کیفیت توی کشورما وجود داشته باشه،توصیه میکنم حتما برید ،خالی از لطف نیست. پسرک علاقه مند به حیووانات من  محمدرهام از مکانهای تاریک اصلا خوشش نمیاد ،برای همین کلی بهانه گیری کرد ومن فکر کردم اصلا از اجرای برنامه ها لذت نبرده ولی به محض روشن شدن سالن ذوقش رو ابراز کرد وتا چندروز خاطرات سیرک رو مدام تعریف میکرد.   ...
12 بهمن 1392