آب وآتش
1392/03/17 آخرین روز تعطیلات چهارروزه ما بود وبابابایی شما رو بردیم بوستان آب وآتش واز اونجایی که عاشق آب بازی هستی فکر میکردیم خیلی بهت خوش بگذره ویه عالمه لباس وتجهیزات برات برداشتیم.البته به قدر انتظار من استقبال نکردی ولی کاملا"حق داشتی چون هیچ بچه ای اندازه ی شما اونجا نبود وشما بین اونها یه نینی تمام عیار بودی ولی با این حال بهت خیلی خوش گذشت وبابایی بهت یاد داده بود دستت رو بگیری جلوی فوران آب وبعد از این حرکت وپاشیدن آب روی خودت ،باسرعت نور تا چندین متر اون طرفتر فرار میکردی وصدای طنین قهقهه ات دل ودین من رو میبرد،همیشه بخند آرام جااااااااااااانم این عکسها مربوط به پارکیه که نزدیک بوستان حضرت ابراهیم (آب وآتش)بو...








