نازدار ما،محمدرهامنازدار ما،محمدرهام، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

❤❤محمدرهام هستی مامان وبابا❤❤

عکسهای آتلیه 18ماهگی شاه پسر

تاريخ : شنبه 11 آذر 1391 | 22:58 | نویسنده : مامان سمانه سلام به روی ماهتون ،احوالات گرانبهاتون چطوره؟؟؟ دیدن اپیدمی شده همه از هم میپرسن به روح یا عمه اعتقاد دارین یا نه؟؟؟؟ حالا من میخوام بپرسم به طلسم اعتقاد دارین یانه؟؟ مامان به همراه خاله سارا من رو درست روزی که 18ماهم تموم شد به آتلیه بردن ودر آستانه 22ماهگی عکسهام به دستم رسید حتما الان میگید:اووووووووووو چه طولانی!!!!!!!!!!!!! مامانم وخاله مهربونی که مسئول آتلیه است به این نتیجه رسیدن که عکسها طلسم شده چون یا ما نبودیم یا عوامل آتلیه یه روزم که هردومون توی آتلیه حضور داشتیم ناگهان جناب برق تشریفشونو بردن. ولی مهم الانه که عکسهام ...
4 دی 1391

دومین محرم زمینی شدنم

سلام ودرود فراوان بر حسین (ع) واهل بیت ویاران با وفایش سلام بر رقیه سه ساله وعلی اصغر شیرخواره     امسال هم مثل پارسال همایش شیرخوارگان در مصلی تهران برگزار شد ومن ومامان وبابا ومامی جونم در این مراسم شرکت کردیم .البته من امسال مثل سال گذشته از این مراسم باشکوه عکس ندارم چون اول مشغول شیطنت وبازی بودم وبعدش با وجود اینکه خودم برای اولین بار از ساعت 5/30صبح بیدار بودم  با تلاش زیاد مامان ومامی جون خوابیدم. مامانم میگه:حتما پسرم میدونه که امروز قراره توی عزاداری سالار شهیدان ونوگلش شرکت کنه که به این زودی بیدار شده ،آخه میدونید من سابقه در دیر خوابیدن دارم ولی در زود بیدار شدن نه!!!!!!!!!!!!!!! ...
4 دی 1391

خونه تکونی اجباری

تاريخ : دوشنبه 29 آبان 1391 | 19:00 | نویسنده : مامان سمانه سلام به همه دوستای همراه وعزیز ونوگل خندونم خوبید؟خوشید؟سلامتید؟ ممنون که مارو از یادنبردید. سرم حسابی شلوغه،مشغول خونه تکونی وترشی و.............از این تیپ کارها یا به عبارتی کوزتی هستم. بالاخره آقای نجار بعد از 50روز خلف وعده تشریف فرما شدن ودرهای کمد دیواریمون رو ساختن وتوفیق اجباری خونه تکونی نصیب من بینوا کردن!!!!!!!!!چون توی این مدت که ایشون هرروز توی مسیر خونه ما بودن تقریبا کل خونه حسابی کثیف شده وخودتون بهتر از من میدونید که خونه تکونی واتاق چیدن با یک کودک نوپا وشیطون چه پروسه طولانی وعظیمیه!!!!!!!!!!!!!!! البته چند روزی بیشتر نیست...
4 دی 1391

1+20تمام

تاريخ : دوشنبه 15 آبان 1391 | 20:24 | نویسنده : مامان سمانه مامان نوشت: جوجه پرطلای خونمون وارد بیست ودومین ماه زندگیش شد بیست ویک ماهگیت مبارک عمر مامان الهی 210سال سلامت وشاد زندگی کنی وهر ماه موفقتر از ماه قبل باشی نازدونه ام. بیست ویک ماهه که خونمون منور شده به نور وجودت وفضای خونمون پر شده از عطر نفسهات وملودی دلنواز صدای نازت موزیک متن زندگیمون شده وبا تو دیگه نعمت خدا بهمون تموم شده وهیچ چیزی کم نداریم.خدای بزرگ هزاران هزار بار شکرت عمرت جاودان ونوروجود وعطر نفسها ونوای سازت مستدام فرشته ی خوبیها   محمدرهام نوشت: درود وهزاران سلام به همراهان همیشگی خونه مجازی...
4 دی 1391

ویروس لعنتی

تاريخ : دوشنبه 15 آبان 1391 | 19:54 | نویسنده : مامان سمانه سلام سلام صدتا سلام،هزاروسیصدتا سلام   خوشگل مامان دوهفته ای بود با بیماری دست وپنجه نرم میکردی واین بی حوصلگی باعث شد تا آپ کردن وبت به تا خیر بیفته. ماه من روز دوشنبه 1391/08/01که قصد داشتیم یه کیک توپ بپزیم وبرای عرض تبریک بریم خدمت مامی جون شما مریض شدی وبه جای تولد رفتیم مطب دکترت و به جای کیک سوپ خوردیم.البته مامی جونم سرما خورده بود وهمزمان با شما ایشونم تحت ویزیت بودن خلاصه این روزهاگذشت تا یکشنبه که شما دچار بیرون روی هم شدی ودرست در روزهایی که منتظر بهبودت بودم حالم رو اساسی گرفتی وجگرم رو کباب کردی آخه عمر من تو بگو !!پسرک نو پایی که همش...
4 دی 1391

هنرمند کیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

1391/08/03چهارشنبه   مامانم میگه: هنرمند واقعی کودک 20ماه و18روزه ایه که از 3-2دقیقه غفلت مامانش کمال بهره رو میبره ویک همچین اثر زیبایی خلق میکنه. تعجب نکنید!!!!!!!!!! با عرض پوزش مامانی رفته بود یه جایی که همه تنهایی میرن ومنم از فرصت استفاده کردم ویک تکه از مداد شمعیم که دیشب شکسته بود رو از زیر مبل پیدا کردم و روی دیوار اتاق خودم ودیوار پذیرایی نقاشی کشیدم. بذار رو پنجه هام بایستم تا از فضا حداکثر استفاده رو ببرم. تازه ..................خوشحال وخندون دست مامانی رو گرفتم وآوردمش تا نقاشیمو ببینه وداشتم بهش میگفتم که جوجو کشیدم که ناگهان مامانی با چشمانی گرد شده ودر حالتی...
4 دی 1391

تراژدی اتاقم

تاريخ : چهارشنبه 26 مهر 1391 | 22:50 | نویسنده : مامان سمانه سلام دوستای مهربونم   از اونجایی که چیدن اتاق من داستان دراماتیکی شده، تصمیم گرفتم یه پست بهش اختصاص بدم.از اونجایی که روز میلاد من وقولنامه خونمون با هم مصادف شدن واسباب کشی از خونه قدیمی به جدید در 21روزگی من انجام شد مجال از مامان وبابام گرفته شد تا توی اتاق من کمد دیواری درست کنن ودکور اتاقم رو بچینن. حالا گذشته از این که زورشون به من ریزه میزه رسیده ومیخوان اتاقم رو اِشغال کنن تا الان که 20ماهم شده هنوز اتاقم رو کامل نچیدن وبه مرور، با رشدم هر وسیله ای از سیسمونیم که لازمم میشه رو از کارتن در میارن.که البته ناراحتیهای مامان رو توی تمام این مدت...
4 دی 1391

جشنواره غنچه های شهر

تاريخ : شنبه 22 مهر 1391 | 0:47 | نویسنده : مامان سمانه   1391/07/19چهارشنبه سومین جشنواره غنچه های شهر توی برج میلاد برپا شد ومن ومامانی چهارشنبه برای بازدید رفتیم وجای شما خالی خیلیییییییییییییییییییییییی بهمون خوش گذشت .خاله هانیه وعسل جونم(دوست بهمنی من) اونجا بودن وما با دیدنشون خیلی خوشحال شدیم. اول از همه رفتم ماسه بازی ویاد خاطرات شمال افتادم . من حسابی کیف کردم ومامانم هم راجع به بازی وخلاقیت با خانومی که مسئول غرفه بود صحبت کردن واون خانوم خیلی قشنگ برای مامانم توضیح میداد ووقتی دید مامان هم در این زمینه ها مطالعات واطلاعات داره خیلی خوشحال شد ومامانی رو تحسین کرد. مامان میخواست...
4 دی 1391

کودکم روزت مبارک

تاريخ : يکشنبه 16 مهر 1391 | 17:49 | نویسنده : مامان سمانه وای مردم!!!روز ناز کودک است                   روز سرمستی وساز کودک است کودک است آینه دل راصفا                      کودک است محصولی از عشق ووفا   کودک مه روی من،کودک خوشبوی من،کودک نازکدلم،کودک همچون گلم،کودک امروز من،شادی هرروز من،همدم فردای من،نوگل زیبای من،پسمل بیتای من،عشق بی همتای من،ای همه رویای من   روزت مبارک پسر نازم یه هدیه ناقاب...
4 دی 1391

بیستِ بیستِ 20

تاريخ : يکشنبه 16 مهر 1391 | 13:53 | نویسنده : مامان سمانه             شکر شکردون،غنچه خندون،نوید بارون،ای ماه تابون سلام میدونی ماه تابونم، پانزدهم هر ماه از عمرم منو یاد چی میندازه؟؟؟؟؟؟؟ یاد اون روزی که پاهای خوشگل وکوچولوت رو روی چشمام گذاشتی واومدی توی بغلم.آآآآآآآآآخ که هر چقدر از حس وحال خوبی که اون روز داشتم بگم کم گفتم. امروزم یکی از اون روزاس ،با این تفاوت که این پانزدهم نوید 20ماهگی تو رو میده که خودت همه جوره بیستی.  عشق مادر،امیدمادر،نفس مادر،عمرمادر20ماهگیت مبارک.   بلـــــــــــــــــــــــــــــه الا...
3 دی 1391