نقاش باشی،یه دونه باشی
تاريخ : چهارشنبه 24 خرداد 1391 | 3:40 | نویسنده : مامان سمانه 1391/03/12جمعه مامانی دیوار حمام رو کاغذ چینی کرد ومنم مشغول هنر نمایی شدم. خُب حالا کمی آبی ................ واستفاده از هر دو دست توانا. خُب دیگه کجا رو رنگ کنم. بابایی خسته شدم،بیا یه کم دالی بازی کنیم.بعد برم ادامه نقاشیمو بکشم. مرتب درو باز وبسته میکنم ومیگم: دا حالا به افتخار محمد رهام نقاش بزن دست قشنگه رو: دَ....................دَ(دست...دست) ای وای پاهامو ببین...................حالم بدشد!!!!!!!!!!!! چرا مامانم کاغذ چسبوند به دیوار؟؟؟؟؟؟؟؟...












