مهمونی فرشته ها
دیروز یکشنبه 1392/06/03
خونه دوست خوبم رایان جون دعوت بودیم،یه نی نی پارتی ناب وخوشمزه که هم به مامانها وهم به نی نی ها خیلی خوش گذشت.
چند تا ازدوستهای مهربونم رو بعد از ماهها دیدم وکلی با هاشون بازی کردم.
از خاله زهرا مامان رایان جون که این فرصت وضیافت رو نصیبمون کرد یک دنیا ممنونم.



درادامه با ماهمراه باشید
قسمت شیرن وجذاب فرشته های بهمنی
هیجان از نوع محمدرهامی


هیجان عسل خانومووووووووو



من وآراد به هم اب می پاشیدیم وهردومونم از اینکه صورتمون خیس بشه بدمون میومد

واین صحنه چندین بار بین ما تکرار شد.


داشتم کرال تمرین میکردم.



تمرین تعادل توی آب

از راست:
اروین-ارشان-خودم-عسل-رها

+آراد

آراد نزن منو!!

اصلا ناراحت شدم،اخمممممممم میکنم

من وآراد خیلی همدیگه رو دوست داریم وهمه جا کنارهمیم ،کلی هم با هم مسابقه جیغغغغغغغغغغغغغغغ زنی برپا کردیم. 


دوسه تا فیگور محبتی هم داشتیم که تا مامانم میومد عکس بگیره حالتمون رو عوض میکردیم.
خیلی نی نی های خوبی بودیم وبا هم ارتباط خوبی داشتیم،مامانم خیلی از من راضیه چون به دوستهای گلم ابراز محبت میکنم وعاشق نی نی ها هستم.(اگه گاهی هم یادم میرفت که دستها برای زدن نیست که البته خیلی کم این اتفاق میفته)مامانم یاد آوری میکرد ونینی مذکور مورد ناز وبوسه های مهربونی من قرار میگرفت.
انشالله این دوستیها ومهربونیها مستدام باشه
بدرود


مهمونی فرشته ها
