مسارفت مهشد(قسمت اول)
به نام خدا امام رضای مهر ومهربونی امسالم برای ما دعوتنامه فرستاد دوازده مرداد نود وسه برای اولین بار سه تایی رفتیم مشهد،همیشه دسته جمعی میرفتیم وخیلی عالی بود ولی امسال همراهانمون نتونستن بیان وسه تایی رفتیم که اونم لطف خاص خودش رو داشت. دوازدهم ساعت شش بعداز ظهر باماشین خودمون راهی مشهد شدیم وبابایی بنده خدا یه تنه تا سبزوار رانندگی کرد ومن نتونستم کمکش کنم،ماجرای زانو دردم رو مفصلا برات مینویسم نازدونه جونم. سبزوار استراحت کردیم وصبح راهی مشهد شدیم ،وقتی رسیدیم نیشابور مامان هوس خرید سرویس فیروزه کرد وچندساعتی برنامه ریزی مون به تعویق افتاد. قسمت اول سفرنامه درادامه مطلب 1393/05/13 اینجا نیشابور...







