نازدار ما،محمدرهامنازدار ما،محمدرهام، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

❤❤محمدرهام هستی مامان وبابا❤❤

دارالمومنین(قسمت آخر)

مجدادا سلام 1392/03/02جمعه با ادامه سفرنامه مون به دیار سهراب درخدمتتونیم این درخت انار خوشگل دقیقا روبروی ورودی حمام فین بود ،من موفق به دیدن این حمام تاریخی که میدونم از اون جویبارها وفواره های مورد علاقه ی من داره نشدم،چون بسیار بسیار شلوغ بود ومامان سمانه درواپسین لحظات به باباعلیرضا گفت برو بلیطها رو پس بده نمیریم. به منم قول داد در فرصتی که  انقدر شلوغ نباشه من رو برای بازدید بیاره ومن نیز پذیرفتم با ما همراه باشید درحال تماشای درخت انار که تا حالا ندیده بودم به جای حمام فین از نمایشگاه ماهیهای زینتی دیدن کردیم   با جناب لاک پشت...
18 خرداد 1393

دارالمومنین(قسمت اول)

سلام سلام سلام به تو،سلام به من،سلام به ما،سلام به همه یادش بخیر اون زمان که کلاس خاله ناهید میرفتیم اینطوری درشروع کلاس سلام میکردیم وشعر سلام سلام میخوندیم. 1392/03/01پنجشنبه پدرجونم چندروز پیش بهم گفت محمدرهام میای بریم کاشان؟؟ منم گفتم:بله ،پاشو بریم واز اون روز هر ثانیه منتظر رفتن به کاشان بودم درحدیکه چهارشنبه بعدازظهر که پدرجون رفت فروشگاه تا طبق هرروز که میرم خونشون عصرونه مورد علاقه م( شیرکَ کَ یو =شیرکاکائو/ بستنی نارنجی =بستنی نونی میهن که بسته بندیش نارنجی رنگه) رو برام بخره یک شیون وگریه ای راه انداختم که بیا وببین،مبنی بر اینکه: پدرجون رفت کاشان منو نبرد،بهش زنگ بزن برگ...
18 خرداد 1393

کچلیتو قربان❤

سلام ودرود بالاخره آمد به سرم از آنچه میترسیدم!! توی دوران بارداریم خواهشم از خدا بعد از قضیه سلامتی مو داشتن نوزادم بود دست خودم نیست ولی اصلا از بچه های کچل خوشم نمیاد حالا خدا خواسته منو اجابت کرد ولی بنده های خدا اگر گذاشتن منو موهای پسرم با هم خوش باشیم!!!! همسرجون مدتهای زیادیه میگه اجازه بده سر این بچه رو کچل کنیم بذارسرش نفس بکشه!!موهاش پر وخوشگل میشه!!نگران نباش سریع بلند میشه! پدرم همینطور دیگه سید محمدِ آرایشگرم شد مزید برعلت هربار محمدرهام رو اصلاح میکرد میگفت موهای این بچه رو از ته بزنید هم جون بگیره وهم این بچه گناه داره موهاش انقدر بلنده خلاصه گفتن وگفتن تا دررروز ...
17 خرداد 1393

سورپرایز

جمعه نوزدهم اردیبهشت ،خونه عمو دعوت بودیم. وجون بیست ویکم سالگرد ازدواجشون بود با همدیگه براشون کیک پختیم ویه شمع سه هم گذاشتیم روش ورفتیم . وقتی رسیدیم جلوی واحدشون اومدیم شمع رو روشن کنیم تا حسابی غافلگیرشون کنیم دیدیم شمعمون فیتیله ش نیست!!!!!!! واین بود که خودمون غافلگیر شدیم!!! خلاصه کلی خورد تو ذوقمون زهرای عزیز،رضا جان انشالله سیصدمین سالروز ازدواجتون رو جشن بگیرید وهمیشه شاد وسلامت وخوشبخت باشید. عکسها درادامه   محمدرهام نوشت: زنعمو شمع جایگزین شمع بی فیتیله مون کرد وعمو برام روشنشون کرد فوووووووووووووتیدم به افتخار این زوج خوشبخت وبرش زدم ک...
6 خرداد 1393

وداع با سومین دهه

سلام بزرگ شدن چه معنا ومفهومی داره؟؟انگار همین دیروز بود که با عدد 2خداحافظی کردم حالا نوبت 3 شده خدا نگهدار ماهگردهای خوشی که که دهگانتان *3* بود بله بنده،محمدرهام کمالی سی ونه ماهه شدم وپا در چهلمین ماهگرد زندگی زمینیم گذاشتم.حالا نمیدونم چل چلی که میگن همینه؟؟اصلا نمیدونم این واژه یعنی چی؟؟ جشن کوچک مرا مزین کنید. بفرمایید ادامه مطلب اینم شما وداستانهای من برای اینکه ازم عکس نگیــــــــــــــرن!!!!!! میرم تو فاز بی تفاوتی فاز شیطونی ووروجکی محمدرهام:مامانی ببیبن من اینجا آوینجو(آویزون)شده بودم فازغم فاز دلبری وطنا...
31 ارديبهشت 1393