آب پاشونک وتولد خاله
به رسم ایرانیان باستان من وپرنس رهام جشن آب پاشونک راه انداختیم واز خنکای آب که بر بلندترین روزسالمان تازیانه میزد وروح وجسممان را خنک میکرد لذت بردیم. محمدرهام نوشت: سه مدل آب بازی کردم ولی با تایم خیلی محدود چون هم میخواستیم آب پاشونک داشته باشیم وهم فکر هدررفتن اب بودیم،جاتون خالی خیلی خوش گذشت بطری رو که مامان پراز سوراخهای ریز کرده بود وفواره ساخته بود رو پراز آب میکردم وبا تماشای تهی شدنش چنان میخندیدم که گوشهای ماورائ طبیعت میشنید صدای درونی مامان رو که میگفت: من فدای تو به تاریکی دنیا تو بخند من فدای تو به جای همه گلها تو بخند کمی خلاقیت به خرج داده وم...









