دومین یلدا
سلام سلام این اولین پستیه که توی خونه مجازی جدیدم گذاشته میشه،به سلامتی پنجشنبه 30آذر ساعت 8صبح بیدارشدم وبا گریه به مامانی گفتم: مامایی تُ گُ مُ بِشتَن...................مامانی تخم مرغ بشکن مامانی هم کلی چلوندمو گفت:چشم پسرم بعدم هورااااااااااکشان وجیغ زنان به سمت آشپزخونه دویدیم وصبحانه تخم مرغ نوش جان کردیم. از دیروز عصر هیچی نخورده بودم واین علت ذوق وشعف مامانی برای ابراز گرسنگی من بود. وبعد ازصبحانه خوردن من مامانی مشغول تدارکات یلداشد. کیک پخت،لبو قالب زد وپخت،مشغول فرم دادن خامه شد تا پدرجون گلم با لیست بلند بالایی که مامانی بهش داده بود اومد ودل مامانی رو شاد کرد .دستش درد نکنه چون ب...









