نازدار ما،محمدرهامنازدار ما،محمدرهام، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

❤❤محمدرهام هستی مامان وبابا❤❤

روزجهانی کودک ومهرگان

1393/07/16 سلام عروسکم،سلام ملوسکم،سلام مروارید زندگیم،سلام الماس کوه نورم،سلام فیروزه ی نیشابورم سلام قیمتی ترین دارایی من وسلام هستی من هرسال اولین روز ورود به ماه جدیدی از زندگیت توی مهرماه با روزجهانی کودک ومهرگان مصادف میشه. مهرگان سومین روزآریایی(بعد از سپندارمذ وآب پاشونک) بود که با تحقیق ،امسال به روزهای من وشما اضافه شد البته نتونستم میزی که مدنظرم بود رو برات بچینم چون کل وقتمون با برنامه ی روزکودک پر شد ولی خوشحالم که دوستان از من ایده گرفتن واین روز رو گرامی داشتند . به پیشنهاد مامان سمانه وبه زحمتهای خاله هانیه براتون یه جشن دسته جمعی گرفتیم یه جشنی مشابه تولد دسته جمعیتون که هرسال بر...
6 آبان 1393

مهرگان

  میز «مهرگان» در جشن مهرگان ایرانیان هلند ، ۲۰۱۱ خوان «مهرگان» در جشن مهرگان دانشجویان ایرانی دانشگاه یو سی تی آی در مالزی، ۲۰۱۱ مهرگان یا جشن مهر یکی از بزرگترین جشن‌های ایران است که در مهر روز از برج مهر برگزار می‌شود. «مهرگان» پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانیان باستان بوده‌است این جشن در جوامع ایرانی خارج از ایران نیز به گستردگی برگزار می‌شود. این جشن در روزهای آغازین فصل پاییز برگزار میشود. زرتشتیان ایران و خارج از ایران آنرا در دهم مهر یا نزدیک ترین زمان به دهم مهر و یا پیش از آن برگزار میکنند. این جشن در مهر...
6 آبان 1393

یه دونه پسر با دوتا 4

سلام به روی ماهتون به چشمای سیاه ورنگارنگتون درماههای پایانی سه سالگی به استقبال عدد چهاررفتیم،پسر ماه ِمادر 44ماهه شد ودوتا شمع 4رو فووووووووت کرد تا  آماده ی فووووت کردن شمع چهارمین سالروز میلاد مبارکش باشه. پیرو این پست وبرای تصلی دل خودم وفرشته کوچولوم براش کیک ماهی درست کردم،محمدرهام نازم تو خوبی ،تو ماهی ولی هرکی بگه دنیای مادرانه وکودکانه ی خودش وفرزندش فقط عشق وخوبی وشعفه حتما دروغ گفته.تو عزیزی ،تربیتت عزیزتر اینکه با گریه واصرار چیزی طلب کنی اصلا عجیب نیست واقتضای سنته ولی عادت کردن به این قضیه خیلی بده وخوشحالم که از اون روز ملکه ی ذهنت شده که با گریه به خواسته ت هرگز نخواهی رسید. ...
3 آبان 1393

تولد آرتین ماه

سلام یکم مهر هزار وسیصد ونود وسه دعوت شدیم خونه ی خاله سعیده،خاله گفته بود تزیینات تولد آرتین جون رو باز نمیکنه تا بچه ها لذت ببرن،این شد که مامانامون تصمیم گرفتن براش هدیه هم به رسم یاد بود بخرن ومامان منم یه کیک فسقلی پخت تا تولد تکمیل بشه خاله سعیده تا ظهر سرکاربود وبعدشم حسابی با زحمتها ومهمون نوازیش شرمنده مون کرد من برای اولین بار آرتین ومابقی دوستان نینی وبلاگی رو میدیدم واز اون روز حداقل یک بار این جمله رو میگم: من آرتینو خیلییی دوست دارم تولد درادامه مطلب عکسهای ماه مجلس     از راست: ایلیا-خودم-آرتین   ...
28 مهر 1393

یه روز خوب

سلام سلام یه روز خوب وشاد به همراه نینی های بهمن 89 ومامانای مهربونشون جای بقیه ی همسن هامون خالی من ورایان وعسل وسام اون روز با هم قرار داشتیم روش یک پسر سه سال وهفت ماهه برای پایین اومدن از سرسره ویک پرش جانانه زنجیر وپلاکمم درحال پرش هستن مامانم یادش رفته بود زنجیرمو دربیاره من وسام نازنین   من ورایان گل که البته برای من هنوز یایانه   من وسایه م درحال جامپینگ فرود روی دوزانو وپسرانی که توپ پرتاب میکردن ودستانی که مقابلشون سپر شد   ...
28 مهر 1393

همخدمتیهای دیروز،همبازیهای امروز

سلام به روی ماهتون 1393/06/28جمعه دیروز همسر عمو مصطفی(همخدمتی بابا)به مامانم زنگ زد وراجع به بیمه های عمر گل دخملاش سوال کرد ومامان دعوتشون کرد تا تشریف بیارن خونه مون،از عید مثلامامانی داره دوستهای بابایی رو دعوت میکنه ولی مشغله ی کاری وفکری عامل این تاخیر میشد. واینگونه شد که جمعه صبح من با همبازیهای جدیدم آشنا شدم،فاطمه خانوم که حدود یکسال ومطهره خانم که حدود دوسال از من کوچیکتر بودن خیلی هم دوسشون داشتم فقط آخر مهمونی کلام با کلای مطهرا گره خورد من،مطهره،فاطمه با رولتی که بابایی برای پذیرایی خریده بود یه جشن کودکانه محض شادی ما فسقلی ها گرفته شد.   ...
28 مهر 1393

43ماه با*لوبیا*

سلام گل نازم سلام غنچه ی زیبا سلام پسته وفندق سلام آجیل مامان سلام لوبــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا اولین بار که رفتم سونو گرافی شش هفته بود که توی دلم خونه کرده بودی،یادش بخیر که نه!!به تشخیص اشتباه خانم دکتر طلاچیان چی به سر من اومد؟!؟!؟!؟ من بهش گفتم دلم درد میکنه اونم نسخه پیچید که احتمال زیاد حاملگی خارج رحمه!!!!!!!!به همین راحتی خاله سارا اون زمان دانشجو بود وامتحان داشت با زور با خودم بردمش وسه سااااعت توی سونو گرافی غرب تهران منتظر نشستیم تا بالاخره نوبتمون شد ورفتیم داخل وخانم دکتر حاذق ومهربون گفت همه چیز روبه راهه وساک حاملگی سالمه ودقیقا سرجای خودش قرار دار...
18 مهر 1393

رستوران مادر

1393/06/10 من ومامانم با دوستامون قرار داشتیم،یه قرار غیرمجاز چرا غیرمجاز؟؟ آخه از وقتی من به دنیا اومدم مصرف فست فود تو خونه ی ما ممنوع شده ولی خب گاهی مامان باید از موضع خودش کناره گیری کنه تا من عقده ای نشم       ماسک مرد عنکبوتی هدیه ی رستوران به پسرها وماسک پیشی هدیه ی رستوران به دخترها بود.         وبازهم استخرتوپ مگه میشه جایی استخر توپ باشه ومن به بازیهای دیگه بپردازم؟؟ از راست: محمدمهدی-من-احسان-باران-عسل-متین نیکا کوچولوی...
18 مهر 1393

نمایشگاه ومهمونی

1393/06/07جمعه دیروز همراه مامان ومامی جون وخاله سارا رفتیم نمایشگاه وبابایی اومد دنبالمون،یه کم خرید کردیم ویه کم دیگه از انتخابامون مدند وقرارشد بازم بیایم. این شد که جمعه هم همراه خاله وعمو ومامان وبابارفتیم نمایشگاه وخرید اسباب بازی هامون تکمیل شد. مامان همه رو قائم کرده وبه مناسبتهای مختلف یکیشو رو میکنه ومن از ذوق تا بیکران پر میکشم. این آقا پسر دوست نمایشگاهیمه اسمشم یایان(رایان)بود هی شکل ساختیم وبه هم هدیه دادیم.     بده ،بستان کودکانه!! آخرشم خرید یک بسته قاصدک نکته ی جالب این که روز قبل توی این...
18 مهر 1393